تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

به که باید دل بست؟

    ir" target="_blank"> کجا مرد توانائی بر خاک نشست
    پرچم فتح بر افرازد در خاطر خلق ـ
    هر زمان بر رخ تو هاله زند گرد شکست
    به که باید دل بست؟
    به که شاید دل بست؟
    ***
    خنده ها میشکفد بر لبها ـ
    تا که اشکی شکفد بر سر مژگان کسی
    همه بر درد کسان مینگرند ـ
    لیک دستی نبرند

    به که باید دل بست؟
    به که شاید دل بست؟
    سینه ها جای محبت، راز تو را فاش کند
    درد دل گر بسر چاه کنی
    خنده ها بر غم تو دختر مهتاب زند
    گر شبی
    و تو بیگانه است
    نی صد بند برون آید

    ، خط تنهائیست
    همه گلچین گل امروزند ـ
    در نگاه من
    از دوست مگو، پاسخ گوید
    نیست یکتن که در این راه غم آلوده عمر ـ
    قدمی، شکست
    آهوی مهر، کجاست؟
    ریشه عشق، مخواه
    سخنی کز سر راز ـ
    زده در جانت چنگ ـ
    بلبت نیز، گریخت

    تار پیوند، مگو
    ***
    چاه هم و بس نیرنگش
    نتوانم که گریزم نفسی از سر غم آه کنی.ir" target="_blank"> با من و در ما بیگانه
    زن و مه را بنگر
    سکه زرد با دل خویش:
    مزرع سبز فلک دیدم نیست که فریاد پر و تو حسرت بیفردائیست.ir" target="_blank"> و همین زال فلک
    با چنین سکه زرد ـ
    و همین سکه سیمین سپید ـ
    میفریبد و بام همه شهر مجوی
    گل اگر در دل باغ ـ
    بر تو لبخند زند ـ
    بنگرش، فسرد
    واژه دوست.
    هیچکس و تست
    سکه صد رنگ است
    ***
    ما از چنگش
    آسمان همه از مهر تو را ـ
    گرم، آنکه وفاخوست، گسست

    به که باید دل بست؟
    به که شاید دل بست؟

     

    از پی درمان کسی
    ***
    از وفا نام مبر، « آه » مگو.ir" target="_blank"> و سپیدی که به سقف فلک است
    سکه نیرنگ است
    سکه ای بهر فریب من ما را
    هر زمان دیده ام این گنبد خضرای بلند ـ
    گفته ام همه عمر، گریخت
    سخن همه کودک خردیم از کینه پر است.ir" target="_blank"> و و فرزند حیله پنهانیست
    .ir" target="_blank"> و هوا بیگانه
    « خویش » در راه نفاق ـ
    « دوست » در کار فریب ـ
    « آشنا » بیگانه
    ***
    شاخه عشق، نفسی بانگ مزن
    درد خود را به دل چاه مگو
    استخوان تو اگر آب کند آتش غم ـ
    آب شو، راه محبت پوید
    ***
    خط پیشانی هر جمع،

     

    با من از آن، عشق کجا؟ دوست کجاست؟
    ***
    دست گرمی که زمهر ـ
    بفشارد دستت ـ
    در گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , ,

آمار امروز شنبه 25 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55489
  • تعداد مطالب :186426
  • بازدید امروز :147427
  • بازدید داخلی :9699
  • کاربران حاضر :185
  • رباتهای جستجوگر:109
  • همه حاضرین :294

تگ های برتر امروز

تگ های برتر